موژده وئرین باهار گلیر

قار چیچکی نوبار گلیر

قرارسیزا قرار گلیر

گل منی یوخلا آی گولوم

 

عشق دیل آچدی ساحه ده

غونچه گول آچدی شاخه ده

قلبووه دوشمه سین زده

گل منی یوخلا آی گولوم

 

پنجره میز آچیب قولون

بزه میشم ساغین سولون

گوزله میشم سنین یولون

گل منی یوخلا آی گولوم

 

کیان سئویر باهار گلیر

یئر اوزونه یاشیل سریر

یاماجلاردا قوزی مَلیر

گل منی یوخلا آی گولوم

 

کیان تبریزی

باهار تصنیفی

بهمن ماه 98



تاریخ : دوشنبه 7 بهمن 1398 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : - | نظرات

غرق چشمان تو بودن چه تماشا دارد


لب من از لب تو وه چه تمنا دارد


خانه و باغچه ی قلب مرا ترک مکن


خنده ات بر دل من نغمه ی شیدا دارد


چیده ام دسته گلی بهر تو آرم جانا


 دادن هدیه ی گل ، جلوه و معنا دارد


 شدم ام قیس زمانه تو دگر خرده مگیر


سینه ات جوهر عشق و دل لیلا دارد


تو همانی که به آئینه دل یافته ام


حذر از من بخدا ذلت فردا دارد


عهد و پیمان دگر نیست مرا نیک بدان


با "کیان" فسخ نکن نیبت سودا دارد

 

کیان تبریزی

بهمن ماه 98  

  

 



تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1398 | 08:18 ب.ظ | نویسنده : - | نظرات

گرچه چهره پیش تو شادان و خندان می میکنم


در خفا نالانم و زاری دوچندان می کنم


حال دل بارانی است  بوده اسیری در قفس


سینه ی در بسته را بر قلب زندان می کنم


چون که رفتی از برم جای تو خالیست حالیا


زیر پتک هجر تو این جسم و سندان می کنم


عاشق خاموشم و در دل ندارم کینه ای


من زبانِ شکوه را صامت به دندان می کنم


مانده ام با فکر تو بر بسترِ عشقم غریب


با خیالت ای صنم شب ها را تابان می کنم


تا تویی معبود من در عاشقی دل را چه باک


رو به تو چون کرده ام پشتم به شیطان می کنم


ای "کیان" رنجیده ای از دلبرت قهری مکن


گو که برگردد صنم این هجر و جبران می کنم

 

کیان تبریزی

بهمن ماه 98

  



تاریخ : شنبه 5 بهمن 1398 | 11:10 ق.ظ | نویسنده : - | نظرات

تا که گفتم می روم بشکن زد و خندان شد


او بخندید و دو چشمم مامن باران شد


پس کجا رفت آنهمه قول قرار عشقمان


سرزمین عشق من بیگانه ای سلطان شد


رسم دلداری رها کرد آن رفیق نیمه راه


رفتنم بر او بسی چون هدیه و احسان شد


عشق صادق را خریداری نباشد این جهان


بی وفایی گشته رسم و دشمن بنیان شد


این چه سرّیست عاشقان دیوانه باشند بهریار


لیلیِ از ما رهیده دلبر شیطان شد


او که میگفت زنده ام بر تو که باشی یارمن


ماه اغیاری بشد در پشت ابر پنهان شد


ای" کیان " زیبا نوشتی خدعه و افسون را


رنج گیتی وا رها طبع تو چون دیوان شد

 

کیان تبریزی

دوم بهمن ماه 98   



تاریخ : سه شنبه 1 بهمن 1398 | 08:21 ب.ظ | نویسنده : - | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic