خوشا شعری که عنوانش تو باشی


خوشا جانی که جانانش تو باشی


به ملک آرزو باشم رعیت


اگر بینم که سلطانش توباشی


ز بحر زندگی باکی ندارم


به دریایی که طوفانش توباشی


نخواهم حوری از باغ بهشتی


جهنم خوبه شیطانش تو باشی


نویسم چون کتابی از تب عشق


خوشم معشوق دستانش تو باشی


بچینم سفره ای از میوه ی عشق


فقط خواهم که مهمانش تو باشی


چو مجنونی شوم دیوانه ی تو


دلم خواهد که درمانش توباشی


" کیان " خواهد چهار فصل بهاری


به هر فصلی که بارانش تو باشی

 

حسن کیانور کیان تبریزی

 

مهرماه 97 



تاریخ : پنجشنبه 26 مهر 1397 | 11:50 ق.ظ | نویسنده : - | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.