مزه ی عشق به این خوف و رجاهاست رفیق


شربت عشق بمن وه چه گواراست رفیق


تا که در بستر خود چشم به رویا بندم


دیدن روی گل ات عین تسلاست رفیق


کَس نبوده دل من رخنه کند با نگهی


چشم زیبای تو چون روح مسیحاست رفیق


موی افشان تو بردوش چه زیباست کنون


بهر رویَت زِ پسِ شال هویداست رفیق


نیست در کوی نگاری که دل از ما ببرد


دل من طالب دیدار دل آراست رفیق


خواهم آیی تو به منزلگه دل ، ماه جبین


این همه شوق دلم حرف تمناست رفیق


تو زدی شعله بجانم بخدا می سوزم


  تا ( کیان ) هست بدان میل تماشاست رفیق

 

آذر ماه سال 96

حسن کیانور کیان تبریزی



تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1396 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : - | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.